---------------------------
آنکـــــــه دائم هوس سوختن مـــــا مي کرد
" کـــــــاش بنزين مرا نيـــــز مهيّــــــــــا مي کرد!
پمپ بنزين و صف و کارت و منِ پيت به دست...
" کــــــاش مي آمد و از دور تماشا مي کرد...
---------------------------
روزگارم گله مندی شده است
من بگیرم تو بخندی شده است
ازدلم یاد نکردی شاید
عشق هم سهمیه بندی شده است
------------------------------
الهي تو بميري من نميرم....سر قبرت بيام پارتي بگيرم
الهي سرخک و اريون بگيري.... تب مالت و بلاي جون بگيري
الهي از سرت تا پات فلج شه.... کمرت بشکنه،دستت سقط شه
الهي حصبه و ام اس بگيري....سر راه بيمارستان بميري
الهي کوربشي چشمات نبينه.... بميري، گم بشي، حقت همينه
الهي آسم تايپ آ بگيري... هنوز که زنده اي پس کي ميميري؟
الهي شوهر ايدزي بگيري.... بفهمي که داري از ايدز ميميري
به در بردي از اينها جان به سالم.... الهي دردبي درمون بگيري
-----------------------------------------------------------------------
رزم ويروس و رستم

كنون رزم ويروس و رستم شنو * دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يكي ديسك داد * بگفتابه رستم كه اي نيك زاد
در اين ديسك يكي باشد فايل ناب * كه بگرفتم من ازسايت افراسياب
برو خرمي كن بدين ديسك هان * كه هم نون و هم أب باشد درأن
تهمتن روان شد سوي خانه اش * شتابان به ديدار رايانه اش
دگر صبر و أرام و طاقت نداشت * و أن ديسك را در درايوش گذاشت
نكرد هيج صبرو نداد هيج لفت * يكي هم كپي از همان ديسك گرفت
به ناگه چنان سيستمش هنگ کرد * که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
تهمتن کلافه شد و داد زد * ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود * بيامد که ليسانس رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش * وز آن ديسک و برنامه ي قابلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش * يکي ديسک بوتيبل آورد پيش
به ناگه يکي رمز ويروس یافت * پي حفظ امضاي ايشان شتافت
به خاک اندر افکند ويروس را * تهمتن به رايانه زد بوسه را
چنين زد لگد تهمينه بر شوهرش * که جار شد خون از سرواز برش
---------------------------------------------------------------------------------
مطلب ارسالی ازاحسان